دخترم

متن مرتبط با «بامداد» در سایت دخترم نوشته شده است

شب شراب نیارزد به بامداد خمار

  • نیلوبلاگ

    به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار که بر و بحر فراخست و آدمی بسیارهمیشه بر سگ شهری جفا و سنگ آید از آنکه چون سگ صیدی نمیرود به شکارنه در جهان گل رویی و سبزهی زنخیست درختها همه سبزند و بوستان گلزارچو ماکیان به در خانه چند بینی جور؟ چرا سفر نکنی چون کبوتر طیارازین درخت چو بلبل بر آن درخت نشین به دام دل چه فروماندهای چو بوتیمار؟زمین لگد خورد از گاو و خر به علت آن که ساکنست نه مانند آسمان دوارگرت هزار بدیعالجمال پیش آید ببین و بگذر و خاطر به هیچ کس مسپارمخالط همه کس باش تا بخندی خوش نه پایبند یکی کز ...

    ادامه مطلب