
جمله گفتند ای وزیر انکار نیستگفت ما چون گفتن اغیار نیستاشک دیدهست از فراق تو دوانآه آهست از میان جان روانطفل با دایه نه استیزد ولیکگرید او گر چه نه بد داند نه نیکما چو چنگیم و تو زخمه میزنیزاری از ما نه تو زاری میکنیما چو ناییم و نوا در ما ز تستما چو کوهیم و صدا در ما ز تستما چو شطرنجیم اندر برد و ماتبرد و مات ما ز تست ای خوش صفاتما که باشیم ای تو ما را جان جانتا که ما باشیم با تو درمیانما عدمهاییم و هستیهای ماتو وجود مطلقی فانینماما همه شیران ولی شیر علمحملهشان از باد باشد دمبدمحملهشان پیداست و...
ادامه مطلب